از زمان ورود اصطلاح استارت آپ به حوزه کسب و کارها تقریبا 15 الی 20 سال گذشته است. استفاده بیش از حد از این واژه  در حوزه های مختلف کسب و کار باعث شده است که تعاریف و برداشت های متفاوتی از استارت آپ بر سر زبان ها بیفتد.

استارت آپ چیست و چه درکی از این اصطلاح می توانیم داشته باشیم؟

با این مقاله همراه باشید در ادامه به تعریف استارت آپ و تفاوت آن با کسب و کارهای سنتی می پردازیم.

کسب و کارهای نوپا که با ارائه ایده های نو همراه باشند و در جهت رفع نیاز جامعه مبادرت به ایجاد یک محصول نمایند شکلی از استارت آپ یا کارآفرینی موفق محسوب می شوند. اما در نظر داشته باشید که انجام پروژه ها در قالب استارت آپ نیاز به تلاش و کوشش گروهی دارد تا محصولی تولید و سپس به بازار مصرف عرضه گردد.

استارت آپ می تواند پروژه های دشوار تا آسان را پوشش دهد به عنوان نمونه اختراع یک وسیله یا اعمال تغییرات بر روی محصول با آزمون و خطا همراه است و صفر تا صد مسیر این پروژه ها نیازمند یادگیری اصول و مبانی پایه می باشد.

وجه تمایز استارت آپ ها با سایر کسب و کارهای سنتی چیست؟

زمانی می توانیم بگوییم که استارت آپ ها موفق عمل نموده اند که بتوانند یک ایده خام را به مرحله عمل بگذارند و از بطن آن محصولی را تولید و عرضه نمایند. اما گاهی نحوه تولید یک محصول یا نحوه فروش آن با ایده و خلاقیت تؤام می باشد و همین ویژگی بارز استارت آپ ها محسوب می شود.

لازم به ذکر است که استارت آپ ها با ریسک پذیری بالایی همراه هستند چرا که احتمال شکست و عدم موفقیت در فعالیت های آنها وجود دارد.

تفاوت استارت آپ ها با کسب و کارهای سنتی چیست؟

طی کردن فرآیند رشد به صورت مرحله به مرحله

استارت آپ ها به صورت گام به گام رشد می کنند یعنی باید مراحلی را طی تا به بلوغ برسند. در حالی که در کسب و کارهای سنتی با تأمین سرمایه بلافاصله استارت فروش زده می شود.

به عنوان مثال شما یک مغازه اجاره می کنید و در آن لباس های بچگانه را به فروش می رسانید و در این صورت شما از یک سبک سنتی برای کسب و کار خود استفاده نموده اید.

اما اگر خودتان اقدام به تولید لباس بچگانه نمایید و سپس برای آن بازاریابی کنید و در صدد رونق کسب و کار و فعالیت خود در بازار رقبا باشید می توانیم بگوییم که کسب و کار شما شکلی از استارت آپ خواهد بود.

اصول و مبانی علمی

دومین تفاوت استارت آپ ها با کسب و کارهای سنتی را می توانیم به اصول و مبانی علمی نسبت دهیم که استارت آپ ها در همه مراحل رشد خود از آن بهره می برند. به عنوان مثال آنها با تحقیق و اطلاعات آماری، درصد مخاطبان هدف را می سنجند. با روش های علمی وضعیت بازار را برای فروش بررسی می کنند و با توجه به نیاز جامعه اقدام به تولید یک محصول یا ارائه یک ایده می نمایند.

تکرار پذیری

تکرار پذیری و مقیاس پذیری دو ویژگی بارز استارت آپ ها هستند. تکرارپذیری همانطور که از نامش پیداست یعنی اینکه بتوانید مدل درآمدی را بارها تکرار نمایید و هر بار بیش از قبل به کسب درآمد برسید. به عنوان نمونه شما یک محصول را تولید و به بازار عرضه می دهید در ابتدا شما آن محصول را برای ساکنان یک مدوده جغرافیایی عرضه می نمایید.

سپس عرضه همین محصول را به بخش بزرگ تری از جامعه اختصاص می دهید بنابراین سطح تولید را بالا می برید و حتی مبادرت به راه اندازی خط تولید جدید می نمایید. به عبارت دیگر مراحل پروژه شما دوباره تکرار می شود ولی با تولید انبوه و عرضه محصولات به اقشار مختلف جامعه. این پروسه بارها و بارها تکرار می شود.

مقیاس پذیری

اما در مورد مقیاس پذیر بودن باید بگوییم که به عنوان یک استارت آپ باید قادر باشید که نیروی انسانی یا منابع مالی پیرامون کسب و کار خود را توسعه دهید. چون در این صورت است که به رشد و سودآوری می رسید و ضمنا می توانید کسب و کار خود را به عنوان یک استارت آپ موفق معرفی نمایید.

حوزه فعالیت استارت آپ ها

بسیاری از استارت آپ ها در حوزه تکنولوژی و آی تی فعالیت دارند به عبارت دیگر کسب و کارهای آنلاین بخش بزرگی از استارت آ پ های فعال و موفق را به خود اختصاص داده اند. البته در حوزه های مختلف می توانیم شاهد حضور استارت آپ ها باشیم.

برای استارت آپ شدن نیاز به روحیه جمعی دارید البته افراد حاضر در این حوزه اغلب ریسک پذیر هستند و تمایل دارند کسب و کار خود را راه اندازی نمایند. این افراد تلاش و پشتکار خوبی دارند و ضمنا می توانند هدایت یک کسب و کار را از صفر تا صد بر عهده بگیرند.

آیا این پست برای شما مفید بود؟

امتیاز متوسط 0 / 5. تعداد: 0

اولین نفری باشید که رای میدهید.